یکشنبه بیست و نهم مهر 1386
چقدر شیر ینه وقتی چشماتو می بندیو می بینی که اونیو که دوست داری تو اغوشته ... دیگه اون لحظه از خدا هیچ چیز نمی
خوای ... شاید می خوای اون لحظه هیچ وقت تموم نشه ... یا شاید می خوای اگه قراره تموم بشه عمر تو هم تموم شه چون
نمی خوای ... نمی خوای بدون اون حتی یه لحظه هم زنده باشی ... و چقدر تلخه ... چقدر تلخه وقتی چشماتو باز می کنی و
اونو تو اغوشه یکی دیگه می بینی .خوب حداقل اون وقتی چشماشو باز می کنه اونیو که دوست داره تو اغوشه یکی دیگه نمی
بینه . وقتی چشماشو باز می کنه یکی هست که تو چشماش نگاه کنه یکی هست که لباشو بذاره روی لباشو ببوستش و اروم در
گوشش بگه ... "خیلی دوست دارم " ... و در حالیکه داری رفتنش رو دنبال می کنی اشک تو چشمات جمع بشه و زیر لب بگی
منم دوست دارم ... خیلی دوست دارم ... اه ... فکر کنم دیگه باید چشمامو باز کنم و باز اونو ...
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 19:8 توسط : شبگرد تنها
سه شنبه سی ام مرداد 1386
|
|
| بوی باران بوی سبزه بوی خاک
شاخه های شسته باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگ های سبز بید
عطر نرگس رقص باد
نغمه شوق پرستو های شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک می رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب
ای دل من گر چه در این روزگار
جامه رنگین نمی پوشی به کام
باده رنگین نمی بینی به جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که می باید تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش می شود هفتاد رنگ |
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 19:50 توسط : شبگرد تنها
پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386
|
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 15:6 توسط : شبگرد تنها
پنجشنبه نهم فروردین 1386
توهنوزم عشق مني اسيرتم
عمر مني اسيرتم
منوبميران اي دل غافل
يك پريشون دلمي چيكاركنم
عمر مني چيكاركنم
مگه آروم ميشه اين دل من
چه كنم چشمهاي تو
اشگ چشمامو نديده
شور وحال عشق توازدلم پا نكشيده
تازماني كه پي محبتم مستحق غمتم
خوش به حالت كهتو بي محبتي
بردي زياد منو هركسي باحقيقته تودلش محبته
هركي بايك قلب پاك عاشق رفاقته
مثل من هميشه تنها ميمونه
يك قريقه كه تودريا ميمونه
خوش به حالت كه توبي محبتي بردي زياد من
مثل طوفان آمدي گذاشتي بر باد منو
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 13:49 توسط : شبگرد تنها
چهارشنبه هشتم فروردین 1386
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 19:19 توسط : شبگرد تنها
چهارشنبه دوم اسفند 1385
شب از صدای هق هم پر از ترانه میشود
دلم برای دیدنت پر از بهانه میشود
کسی درون سینه ام نشسته زار میزند
و اشک من ببین چگونه دانه دانه میشود
چگونه باورم شود غروب شعر عاشقی
که شعر عاشقانه هم شبی فسانه میشود
تمام شعرهای من به یاد چشمهای توست
تمام شعر های من که جاودانه میشود
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 20:45 توسط : شبگرد تنها
دوشنبه سی ام بهمن 1385
گفتم:كبوتر بوسه
گفتي: پر
گفتم:گنجشك آن همه آسودگي
گفتي: پر
گفتم:پروانه پرسه هاي بي پايان
گفتی: پر
گفتم:التماس علاقه
بي تابي ترانه
بيداري بي حساب
نگاهم كردي
نه انگشتت از زمين زندگي ام بلند شد
نه واژه پر از بام لبان تو پر كشيد
سكوت كردي كه چشمه شبنم از شنزار انتظار من بجوشد
عاشقم كردي همبازي نا ماندگار اين همه گريه
و آخرين نگاه تو
هنوز در درگاه گريه هاي من ايستاده است
حالا بدون تو!
روبه روي آيينه مي ايستم!
مي گويم:
زنبور گزنده اين همه انتظار
كلاغ سق سياه اين همه غصه
و كسي در جواب گفته هاي من پر نمي گويد
تكرار آن بازي
بدون دست و صداي تو ممكن نيست
پس به پيوست تمام ترانه هاي قديمي
باز هم مي نويسم...........!
دوستت دارم عاشقانه
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 18:10 توسط : شبگرد تنها
دوشنبه سی ام بهمن 1385
گفتي كه به احترام دل باران باش باران شدم و به روي گل باريدم
گفتي كه ببوس روي نيلوفر را از عشق تو گونه هاي او بوسيدم
گفتي كه ستاره شو دلي روشن كن من هم چو گل ستاره ها تابيدم
گفتي كه براي باغ دل پيچك باش بر ياسمن نگاه تو پيچيدم
گفتي كه بيا و لحظه اي دريا شو دريا شدم و تو را به ساحل ديدم
گفتي كه بيا و لحظه اي مجنون باش مجنون شدم و ز دوري ات ناليدم
گفتي كه شكوفه كن به فصل پاييز گل دادم و با ترنمت روييدم
گفتي كه بيا و از وفايت بگذر از لهجه بي وفاييت رنجيدم
گفتم كه بهانه ات برايم كافي است معناي لطيف عشق را فهميدم
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 18:5 توسط : شبگرد تنها
دوشنبه سی ام بهمن 1385
به كه بايد دل بست؟
سينه ها جاي محبت همه از كينه پر است
هيچكس نيست كه فرياد پر از مهر تو را گرم پاسخ گويد
نيست يك تن كه در اين راه غم آلوده ی عمر قدمي راه محبت پويد
نقش هر خنده كه بروی لبي ميشكفد نقشه ای شيطانيست
در نگاهي كه تو را وسوسه ی عشق دهد حيله ای پنهانيست
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 18:5 توسط : شبگرد تنها
دوشنبه سی ام بهمن 1385

اگه یه روزی فکر کردی نبودن کسی بهتر از بودنشه
چشماتو ببند
و اون لحظه ای رو که اون کنارت نباشه
رو به خاطر بیار
اگه چشمات خیس شد
بدون داری به خودت دروغ میگی
وهنوزدوستش داری.
از خدا نخواه که توی دنیا کسی را داشته باشی
از خدا بخواه که تمام دنیای کسی بشی
عاشق شدنو يادمون ميدن...
دوست داشتنو يادمون ميدن...
ما هم خوب ياد ميگيريم.
ولي فراموش کردنو يادمون نميدن
اگرهم يادمون بدن هيچوقت ياد نميگيريم
هيچوقت نذار يه ديوونه بوست كنه ..
بذار يه بوس ديوونه ات كنه

____♥♥♥_____♥♥♥_____
__♥_____♥_♥_____♥___
__♥______♥______♥___
___♥___Happy___♥____
_____♥_______♥______
_______♥___♥________
_________♥__________
_______♥___♥________
_____♥Valentine♥____
___♥____Day____♥____
__♥______♥______♥___
__♥_____♥_♥_____♥___
____♥♥♥_____♥♥♥_____
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 18:5 توسط : شبگرد تنها